منطقه امن

 

خبر جدید !

خبر جدید رو شنیدین ؟خبرکوتاهی بود . در حد چند ثانیه.آغاز سال 1388خورشیدی.

سال نو مبارک . عید نوروز مبارک . دلتون بهاری بهاری . دست حق به همراتون و دعای خیر به راهتون .

ملالی نیست . فقط این دل کوچک ما کمی تنگ است ؛کمی تنگ. کمی دلتنگ ، به وسعت همه دل ها .

این چند روز آخر سال رو دوست داشتم . خونه تکونی عظیمی کردم . از شما چه پنهون ؛چند تیکه باقی مانده بود . نه جرات دیدنشان را داشتم و نه جسارت به دور انداختن شان را .

 اولا  لباس سفیدی که روزی  لباس بخت من  بود ،که  شاهکار یک خیاط برتر بود ، که تو خودت را کشتی که آنرا ببینی ، و تا روز عروسی برایت قدغن بود ،که زود دیدنش  شگون ندارد ، لباس سفیدی که زیباتر از برف های بهمن ماه  بود ، لباس عروسک برفی .

دوما  7 تا  فیلم از خاطره انگیز ترین ثانیه ها  در  تیکه  ای از بهشت خدا بر روی زمین .

سوما  چند تا قرص   که برای روز مبادا نگهداری میشد (یادش به خیر دوست قدیمی داشتم که به این موضوع حساسیت خاصی نشان میداد )

هرسه را دور ریختم حس میکنم  سبک شدم ؛ خالی ، تهی ، خلا ، مثل پر .مثل پروانه .

مثل افسانه . باز هم  افسانه شدم ...

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸ - افسانه