خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
افسانه
آرشیو وبلاگ
فروردین ۸٩
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
شکلات تلخ
در جستجوی دريائی بزرگتر...
آلما خانوم جان
داروخانه شبانه روزی
برگی از دفترچه ايام
من او
مردخاکستری
آريو برزن
موناليزا
تو را من چشم در راهم
بانوانه
عکس های سرزمين خورشيد
عينالی
مترسک خيابان پنجم
زندگی خوب و بدش به کام ماست
پرواز
شخص ثالث
پیامبران کاغذی
داروساز ناخواسته !!
حر فهای برادر علی
دوراه قپون
جاده نمناک
دوران حکومت عشق
قالب وبلاگ
اخبار فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
طراحی وب
فروشگاه اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
لینک داغ
خبر جدید !
خبر جدید رو شنیدین ؟خبرکوتاهی بود . در حد چند ثانیه.آغاز سال 1388خورشیدی.
سال نو مبارک . عید نوروز مبارک . دلتون بهاری بهاری . دست حق به همراتون و دعای خیر به راهتون .
ملالی نیست . فقط این دل کوچک ما کمی تنگ است ؛کمی تنگ. کمی دلتنگ ، به وسعت همه دل ها .
این چند روز آخر سال رو دوست داشتم . خونه تکونی عظیمی کردم . از شما چه پنهون ؛چند تیکه باقی مانده بود . نه جرات دیدنشان را داشتم و نه جسارت به دور انداختن شان را .
اولا لباس سفیدی که روزی لباس بخت من بود ،که شاهکار یک خیاط برتر بود ، که تو خودت را کشتی که آنرا ببینی ، و تا روز عروسی برایت قدغن بود ،که زود دیدنش شگون ندارد ، لباس سفیدی که زیباتر از برف های بهمن ماه بود ، لباس عروسک برفی .
دوما 7 تا فیلم از خاطره انگیز ترین ثانیه ها در تیکه ای از بهشت خدا بر روی زمین .
سوما چند تا قرص که برای روز مبادا نگهداری میشد (یادش به خیر دوست قدیمی داشتم که به این موضوع حساسیت خاصی نشان میداد )
هرسه را دور ریختم حس میکنم سبک شدم ؛ خالی ، تهی ، خلا ، مثل پر .مثل پروانه .
مثل افسانه . باز هم افسانه شدم ...
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۸ - افسانه